طنین سیلی انصارالله بر صورت زیاده‌خواهان

به گزارش دلتانا، محمد البخیتی، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله، این عملیات را «بزرگ‌ترین عملیات اسارت در تاریخ جنگ‌های مدرن» خواند. شهر راهبردی المخا سقوط کرد، جزایر حیاتی دریای سرخ به کنترل انصارالله درآمدند و نیروهای یمنی در جزیره میون معروف به «مروارید باب‌المندب» پیاده شدند. آنچه رسانه‌های غربی سال‌ها آن را «شورشیان حوثی» نامیدند، […]

محمد البخیتی، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله، این عملیات را «بزرگ‌ترین عملیات اسارت در تاریخ جنگ‌های مدرن» خواند. شهر راهبردی المخا سقوط کرد، جزایر حیاتی دریای سرخ به کنترل انصارالله درآمدند و نیروهای یمنی در جزیره میون معروف به «مروارید باب‌المندب» پیاده شدند. آنچه رسانه‌های غربی سال‌ها آن را «شورشیان حوثی» نامیدند، اکنون به عنوان یک قدرت نظامی منسجم و پیروز، معادلات امنیتی غرب آسیا را از بنیاد دگرگون کرده است.
این پیروزی نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه نتیجه یک دهه خطای راهبردی، فرسایش تدریجی و تغییر بنیادین در توازن قدرت منطقه‌ای بود. آنچه در ادامه می‌آید، تحلیل جامع این تحول تاریخی از زوایای مختلف نظامی، سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک است.
عملیات برق‌آسا، از المخا تا باب‌المندب
۱. جغرافیای یک پیروزی
در روزهای منتهی به دهم سپتامبر ۲۰۲۶، نیروهای مسلح یمن تحت رهبری انصارالله عملیاتی گسترده را در غرب استان تعز آغاز کردند. هدف اصلی از پیش مشخص بود: تصرف شهر بندری المخا و تسلط بر نوار ساحلی دریای سرخ. درگیری‌ها طی ۹ روز گذشته ادامه داشت و از قبل قابل پیش‌بینی بود که انصارالله تلاش می‌کند به سمت غرب تعز پیشروی کند، زیرا المخا مهم‌ترین «جایزه» این عملیات محسوب می‌شد.
پیشروی از شمال به ساحل و از شرق تا فرودگاه المخا ادامه یافت. تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، فرار و فروپاشی شبه‌نظامیان سعودی را در چندین محور جبهه‌ها نشان می‌داد. همزمان، نیروهای یمنی به جزایر مشرف به المخا از جمله جزیره زُقر حمله کردند و پس از هدف قرار دادن تجمعات نیروهای سعودی، حمله به منطقه ذو باب را آغاز کردند. عقب‌نشینی جمعی مزدوران سعودی از ذو باب به سمت عدن گزارش شد.
۲. سه تیپ تسلیم‌شده
محمد البخیتی در ویدئویی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، اعلام کرد: «شاهد بزرگ ترین عملیات اسارت در تاریخ جنگ‌های مدرن باشید: صف‌ها و ردیف‌هایی از اسرای ارتش سعودی و مزدوران آن در حیس، مخا، خوخه، تعز و الجوف. سه تیپ، با تمام سلاح‌ها و تجهیزات سبک و سنگین خود، تسلیم ارتش یمن شدند». این تسلیم گسترده ضربه‌ای سنگین به ساختار نظامی ائتلاف سعودی وارد کرد و کارشناسان آن را نشانه فروپاشی جبهه سعودی در یمن دانستند. سرتیپ عدنان الکنانی، کارشناس امنیتی و نظامی عراقی، در تحلیل نحوه حصول این پیروزی‌ها گفت: «انصارالله با زرادخانه موشک‌های بالستیک خود نگرانی بزرگی را برای عربستان و متحدان و مزدورانش ایجاد می‌کنند. نیروهای مسلح یمن به سبک جنگ‌های چریکی علیه سعودی‌ها می‌جنگند؛ در حالی که سعودی‌ها صرفاً به حملات هوایی از ارتفاع بالا متکی هستند و توان پایین آمدن از این ارتفاع و ورود به میدان نبرد مستقیم را ندارند».
۳. تسلط بر جزایر راهبردی
در یک عملیات همزمان، انصارالله کنترل جزیره زُقر در مجمع‌الجزایر حنیش را به دست گرفت. این جزیره با مساحتی حدود ۱۳۰ کیلومتر مربع، در جنوب دریای سرخ میان یمن و اریتره واقع شده و حدود ۹۰ کیلومتر با الحدیده فاصله دارد. زُقر ابتدا در اواخر ۲۰۱۴ به تصرف انصارالله درآمد، در ۲۰۱۵ توسط ائتلاف سعودی بازپس گرفته شد و به پایگاهی برای عملیات نیروهای دریایی وابسته به دولت یمن تبدیل گردید. اکنون این جزیره بار دیگر تحت کنترل انصارالله است.
علاوه بر زُقر، نیروهای یمنی کنترل جزیره میون (پریم) که به عنوان «مروارید تنگه باب‌المندب» شناخته می‌شود را نیز به دست گرفتند. میون یکی از جزایری است که امارات متحده عربی با همکاری اسرائیل پایگاه‌های نظامی و اطلاعاتی در آن ایجاد کرده بود.
جزیره پریم در باریک‌ترین نقطه تنگه باب‌المندب واقع شده جایی که شاخ آفریقا تنها ۱۲ مایل از شبه‌جزیره عربستان فاصله دارد. این موقعیت، پریم را برای امپراتوری‌ها و قدرت‌های منطقه‌ای در طول قرن‌ها ارزشمند کرده است. زمانی این جزیره ایستگاه سوخت‌رسانی کشتی‌های امپراتوری بریتانیا در مسیر هند بود و ویرانه‌های دوران استعماری آن هنوز پابرجاست. اکنون این جزیره به «جایزه‌ای استراتژیک در جنگ گسترده ایران» تبدیل شده است.
۴. اعلام پایان درگیری‌ها
شورای عالی سیاسی یمن پس از این پیروزی‌ها، پایان درگیری‌های نظامی در نوار ساحلی غربی را اعلام کرد و گفت نیروهای تحت حمایت عربستان از منطقه «اخراج» شده‌اند. انصارالله همچنین کنترل کامل پایگاه نظامی استراتژیک «العمری» را تثبیت کرد. عبدالقادر المرتضی، رئیس کمیته ملی اسرای یمن، اعلام کرد که نیروهای مسلح یمن «موفق شدند همه اسرای ارتش را از بازداشتگاه‌های دشمن سعودی در ساحل غربی آزاد کنند».
یحیی سریع، سخنگوی نظامی یمن، نیز اعلام کرد که واحدهای پدافند هوایی کشور یک پهپاد شناسایی ساخت ترکیه را که توسط عربستان اداره می‌شد، در استان حجه سرنگون کردند.
۵. بندر المخا از سر گرفته می‌شود
دولت صنعا پس از تسلط بر المخا، اعلام کرد که فعالیت بندر استراتژیک این شهر از سر گرفته شده است. این بندر که سال‌ها در کنترل نیروهای سعودی بود، اکنون به یکی از پایگاه‌های اصلی انصارالله در سواحل دریای سرخ تبدیل شده است.
چرا عربستان شکست خورد؟کالبدشکافی یک فروپاشی
۱. توهم برتری تسلیحاتی و ناتوانی در جنگ نامتقارن
عربستان سعودی از مارس ۲۰۱۵ با ائتلافی از کشورهای عربی تحت عنوان «عملیات طوفان قاطع» وارد یمن شد. این ائتلاف شامل عربستان، امارات، بحرین، کویت، قطر، مصر، مراکش و سودان بود که همه تحت هدایت اطلاعاتی آمریکا و نظارت لجستیکی بریتانیا عمل می‌کردند.
معماران ریاض وعده تسلیم سریع صنعا را دادند. اما این ائتلاف از درون فروپاشید: امارات به سمت استراتژی جدایی‌طلبانه جنوبی چرخید، مراکش جنگنده‌های خود را بی‌سروصدا خارج کرد، سودان هزاران نیرو به «چرخ گوشت» ساحل غربی فرستاد و سپس با افزایش تلفات حضور خود را کاهش داد.
انصارالله در مقابل، استراتژی جنگ فرسایشی را بر عربستان تحمیل کرد. این جنبش با تسلط بر کوهستان‌های شمال یمن، از موشک‌های بالستیک، پهپادهای انتحاری و قایق‌های انفجاری برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی عربستان استفاده کرد. انصارالله نخستین گروه غیردولتی بود که از سامانه‌های پدافند هوایی مدرن استفاده کرد سامانه‌هایی که برای جنگنده‌ها و پهپادهای سعودی مرگبار از آب درآمدند.
۲. فروپاشی روحیه و فرار نیروهای سعودی
یکی از عوامل کلیدی فروپاشی جبهه سعودی، نه سلاح انصارالله، بلکه فروپاشی روحیه نیروهای وابسته بود. داده‌های خطوط مقدم نشان می‌دهد که شوک ناشی از هدف‌گیری مستقیم اردوگاه‌ها و تجمعات در مناطق الرویک، العبر و الودیعه، هزاران جنگنده را به بی‌فایده بودن «چتر حمایتی سعودی» متقاعد کرد. حملات مستقیم که منجر به قتل‌عام خودروها و انبارهای سلاح شد، تأثیر روانی عمیقی بر جای گذاشت که در فروپاشی سریع روحیه و احساس «آشکارگی امنیتی» نمود یافت.
وعده‌های مالی دوچندان و تلاش‌های رهبری برای اطمینان‌بخشی نتوانست پدیده فرار و عقب‌نشینی فردی و جمعی را متوقف کند. منابع تأییدکننده از خروج صدها جنگنده از اردوگاه‌های خود در روزهای گذشته خبر دادند، علاوه بر کسانی که از اجرای دستورات برای استقرار و قرار گرفتن در نقاط پیشرو در معرض پهپادهای یمنی خودداری کردند. پیامدهای این هدف‌گیری به عمق ساختار رهبری نیروهای وفادار به ریاض و حامیان تشکیلات آنان نیز کشیده شد. ناتوانی در محافظت از مقرهای مخفی و انبارهای سلاح در جبهه‌های ساحل غربی، وضعیت گسترده‌ای از بدگمانی و اتهامات متقابل میان رهبران میدانی و اطلاعات سعودی ایجاد کرد.
دقت بی‌سابقه‌ای که در فیلم‌های منتشرشده برای تعیین زمان و اهداف دیده می‌شد، رهبری ائتلاف را به وجود نفوذ گسترده امنیتی در صفوف نیروهای مسلح متقاعد کرد. در نتیجه، ریاض تحقیقات گسترده‌ای را آغاز کرد، از جمله قرار دادن رهبران برجسته تحت نظارت شدید و ردیابی حرکات و شبکه‌های ارتباطی آنان.
۳. فروپاشی اقتصادی و ناتوانی در پرداخت حقوق مزدوران
عربستان در این جنگ با بحران اقتصادی فزاینده‌ای روبه‌رو شد. این کشور در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ بزرگ‌ترین کسری بودجه فصلی خود از سال ۲۰۱۸ را ثبت کرد که عمدتاً ناشی از افزایش ۲۶ درصدی هزینه‌های دفاعی بود. عربستان حتی مجبور شد حداقل ۸ میلیارد دلار وام جدید دریافت کند تا فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ را مدیریت کند. این وضعیت مالی، مستقیماً بر توانایی ریاض در پرداخت حقوق مزدوران یمنی تأثیر گذاشت. سربازان ارتش یمنی تحت حمایت سعودی قرار بود ماهانه بین ۶۰ تا ۱۸۰ هزار ریال یمنی (معادل ۳۸ تا ۱۱۶ دلار) دریافت کنند، اما بسیاری از آنان حتی ۴۰ تا ۶۰ دلار هم دریافت نمی‌کردند. وقتی جنگنده‌ای برای چند دلار در ماه نمی‌جنگد، تسلیم شدن در برابر وعده عفو عمومی، تنها گزینه عقلانی به نظر می‌رسد.
۴. تعارض درونی ائتلاف سعودی- اماراتی
ائتلافی که عربستان رهبری می‌کرد، هرگز یک جبهه متحد نبود. شکاف عربستان و امارات به یک بحران آشکار تبدیل شد. در ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵، ائتلاف به رهبری عربستان حملات هوایی را علیه بندر شهر مکلا در حضرموت انجام داد و مدعی شد کشتی‌هایی حامل سلاح و خودروهای نظامی از امارات برای شورای انتقالی جنوب در حرکت بودند. مقامات سعودی این اقدام را نقض پروتکل‌های هماهنگی و تهدیدی برای امنیت یمن محکوم کردند، در حالی که امارات ارسال سلاح به هیچ جناحی در یمن را انکار کرد.
بلافاصله پس از این حمله، اعضای تحت حمایت عربستان در شورای رهبری ریاستی وضعیت اضطراری اعلام کردند و دستور خروج فوری تمام نیروهای اماراتی را صادر کردند. امارات نیز خروج نیروهای باقیمانده خود از یمن را اعلام کرد. این تحول نشانه تشدید اختلافی بود که مدت‌ها به‌صورت آرام در ائتلاف خلیج فارس بر سر یمن وجود داشت. چهار عضو شورای رهبری ریاستی از جمله عیدروس الزبیدی، علناً اقدامات رئیس شورا را رد کردند و آن را «یک‌جانبه» و فاقد مبنای قانونی یا قانون اساسی خواندند. در بیانیه مشترکی، آنان گفتند که رئیس شورا با اعلام وضعیت اضطراری و ادعای توانایی اخراج امارات از یمن، از اختیارات خود فراتر رفته است.
۵. پیمان‌های دفاعی بی‌ارزش
در اوت ۲۰۲۶، عربستان یک پیمان دفاعی مشترک به سبک ناتو با ترکیه و پاکستان در مکه امضا کرد. اما زمانی که انصارالله در ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ با موشک‌های بالستیک و پهپاد، تأسیسات اقتصادی و نظامی جنوب عربستان را هدف قرار داد و ۷۳ نفر را مجروح کرد، این پیمان عملاً آزموده شد. وزیر دفاع پاکستان، خواجه آصف، گفت پاکستان «در صورت نیاز» به این پیمان احترام خواهد گذاشت، اما تحلیلگران معتقد بودند که این ائتلاف در مراحل اولیه خود قرار دارد و بعید است پاکستان یا ترکیه درگیر شوند. ترکیه تنها به «محکوم کردن» اکتفا کرد و پاکستان نیز صرفاً از «هشدار به ایران» سخن گفت، بدون آن که تعهد عملی به اجرای پیمان نشان دهد. این واکنش‌ها نشان داد که عربستان حتی در میان متحدان خود نیز از حمایت واقعی برخوردار نیست.
۶. خطای سیاسی فاحش: تحمیل حزب‌الاصلاح بر جنوب
ریاض در تلاش برای ساختن دولتی پس از جنگ، حزب‌الاصلاح، شاخه یمنی اخوان‌المسلمین را در رأس ساختار قدرت در جنوب قرار داد. این تصمیم فاجعه‌بار بود، زیرا از یک سو برای امارات متحده عربی، اسلام سیاسی یک خط سرخ وجودی بود، و از سوی دیگر، برای نیروهای جنوبی مستقل‌طلب، اسلام‌گرایان شمالی غیرقابل قبول بودند. عربستان با تحمیل دولتی تحت سلطه الاصلاح بر جنوب، مؤثرترین متحدان نظامی خود را از خود دور کرد.
باب‌المندب ، تنگه‌ای که جهان را تغییر می‌دهد
۱. اهمیت استراتژیک تنگه
تنگه باب‌المندب یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان است که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند. حدود ۱۰ درصد از هیدروکربن‌های جهان از این تنگه عبور می‌کند. در باریک‌ترین نقطه، فاصله میان سواحل شرقی و غربی تنها ۹۰ کیلومتر است و با پیشرفت فناوری پهپاد، هر نیرویی با حداقل تجهیزات فنی مستقر در این منطقه می‌تواند کشتیرانی را به خطر بیندازد.
۲. تصرف المخا و پیامدهای آن
تصرف المخا، شهری بندری که حدود ۷۵ کیلومتر با تنگه باب‌المندب فاصله دارد، به انصارالله حضور مستقیم در نزدیکی یکی از حیاتی‌ترین تنگه‌های جهان را داد. هانس گروندبرگ، فرستاده ویژه سازمان ملل در امور یمن، در نشست شورای امنیت در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که انصارالله کنترل المخا را به دست گرفته و این تحول «نگرانی‌های جدی در جامعه بین‌المللی درباره تهدید آزادی کشتیرانی» را برانگیخته است.
تحلیلگران سیاسی تأکید کردند که اهمیت المخا به موقعیتش در جنوب الحدیده است و هر کس بر آن مسلط شود، بر تنگه باب‌المندب مسلط می‌شود. تسلط بر المخا ضربه‌ای در قلب نفوذ عربستان و امارات و طرح صهیونیستی- آمریکایی در منطقه است.
۳. مسیر جایگزین عربستان در معرض تهدید
با بسته شدن عملی عملی تنگه هرمز در پی تنش‌های ایران و آمریکا، عربستان، بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان، مجبور شد صادرات نفت خود را از طریق خط لوله شرق-غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کند. اما با کنترل انصارالله بر باب‌المندب، این مسیر جایگزین نیز در معرض تهدید قرار گرفت.
آندریاس کریگ، کارشناس خلیج فارس از کینگز کالج لندن، تأکید کرد: «بعد اقتصادی حیاتی است. عربستان سعودی از قبل با اختلالات نزدیک تنگه هرمز و فشار انصارالله بر کشتیرانی در دریای سرخ دست و پنجه نرم می‌کند. حملات به جازان و سایر زیرساخت‌های اقتصادی حیاتی در جنوب، سیستم صادراتی پادشاهی را از دو طرف تحت فشار قرار می‌دهد».
ریاض به طور فزاینده‌ای از خط لوله مصری برای انتقال نفت خود به مدیترانه استفاده کرده است. صادرات نفت از بندر کریر مصر در اوت به بیش از دو برابر افزایش یافت و به ۲.۳ میلیون بشکه در روز رسید که اکثر آن نفت خام سعودی بود.
اقتصاد جنگ، از خزانه خالی تا فروپاشی مالی
۱. خسارات اقتصادی یمن
دولت صنعا خسارات اقتصادی مستقیم و غیرمستقیم ناشی از جنگ و محاصره سعودی از سال ۲۰۱۵ را ۱.۱۳ تریلیون دلار برآورد کرده است. وزارت اقتصاد، صناعت و سرمایه‌گذاری اعلام کرد که خسارات شامل ۱۱۱ میلیارد دلار در تجارت خارجی، ۸۲.۵ میلیارد دلار در صناعت، ۱۱۱ میلیارد دلار در کشاورزی و دامداری، ۵۷ میلیارد دلار در نفت و مواد معدنی و بیش از ۲۷ میلیارد دلار در حمل و نقل بوده است. بخش‌های برق، انرژی، گردشگری، شیلات، مخابرات، بهداشت و آب نیز خسارات سنگینی متحمل شده‌اند. وزارت اقتصاد یمن تأکید کرد که این «جنایت سازمان‌یافته سعودی» شرایط زندگی را به شدت بدتر کرده و میلیون‌ها یمنی را در معرض خطر گرسنگی قرار داده است. این وزارت از سیاست «محاصره در برابر محاصره» حمایت کرد و خواستار بازگرداندن حقوق کامل یمن شد و غرامت جنگی را به عنوان یکی از شرایط کلیدی صنعا برای رسیدن به توافق احیا کرد.
۲. بحران مالی عربستان
در سمت مقابل، عربستان نیز با بحران مالی فزاینده‌ای روبه‌رو شد. کسری بودجه سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ به ۳۳.۵ میلیارد دلار رسید که بزرگ‌ترین کسری فصلی از سال ۲۰۱۸ بود و عمدتاً ناشی از افزایش ۲۶ درصدی هزینه‌های دفاعی و هزینه‌های گسترده برای کاهش تأثیرات جنگ بود. صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان در آوریل ۲۰۲۶ اولویت‌های چشم‌انداز ۲۰۳۰ را از سرمایه‌گذاری در گردشگری به سمت هوش مصنوعی تغییر داد. پروژه نئوم نیز به طور قابل توجهی کوچک‌تر و بازطراحی شد، با بخش مرکزی آن، که انتظار می‌رود بسیار کمتر از طراحی اولیه ۱۷۰ کیلومتری بازسازی شود.
۳. هزینه جنگ برای عربستان
بر اساس گزارش مجله «فارین پالیسی»، هزینه جنگ علیه یمن از ۷۲۵ میلیارد دلار فراتر رفته است. عربستان همچنین بیش از ۲.۸ میلیارد پوند استرلینگ تنها برای خرید سلاح از بریتانیا پرداخت کرده است. این ارقام نشان‌دهنده بار سنگینی است که جنگ یمن بر اقتصاد عربستان تحمیل کرده، جنگی که ریاض امیدوار بود سریع و ارزان باشد، اما به یک باتلاق ده‌ساله تبدیل شد.
۴. محاصره دریایی انصارالله
انصارالله در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ محاصره دریایی مطلق علیه تمام کشتی‌های مرتبط با عربستان در آب‌های یمنی اعلام کرد. پیامدهای اقتصادی فوری بود. حداقل هشت نفتکش بزرگ سعودی مجبور شدند مسیر دریای سرخ خود را لغو کنند و از تنگه باب‌المندب دور بزنند و سفر چند هفته‌ای طولانی‌تری را از طریق دماغه امید نیک انجام دهند. بیمه‌گران دریایی وحشت کردند، نرخ حمل و نقل افزایش یافت و قیمت نفت از ۱۰۰ دلار فراتر رفت. حملات هوایی دقیق نیروهای یمنی در اواسط ژوئیه به تأسیسات کلیدی آرامکو و گره‌های حیاتی انتقال نفت در داخل پادشاهی، ثابت کرد که زیرساخت انرژی زمینی عربستان نیز به همان اندازه آسیب‌پذیر است.
واکنش‌های بین‌المللی و چشم‌انداز صلح
۱. واکنش سازمان ملل
هانس گروندبرگ، فرستاده ویژه سازمان ملل در امور یمن، در نشست شورای امنیت در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ گفت: «وقتی ماه گذشته به این شورا گزارش دادم، هشدار دادم که یمن با بزرگ‌ترین خطر بازگشت به درگیری گسترده از زمان آتش‌بس ۲۰۲۲ روبه‌روست. این خطر اکنون به یک واقعیت تلخ تبدیل شده است». وی افزود: «این جنگ تجدیدشده باید همه ما را نگران کند. این عملاً پایان آرامش نسبی را که یمن بیش از چهار سال از زمان آتش‌بس با میانجیگری سازمان ملل تجربه کرده بود، رقم می‌زند».
گروندبرگ از انصارالله خواست تا حملات خود در داخل یمن و فراتر از مرزها به عربستان را متوقف کند و از حملات و تهدیدات علیه کشتی‌های تجاری دست بردارد. وی بر لزوم باز ماندن کانال‌های تعامل حتی در زمان خصومت‌ها تأکید کرد و گفت دفتر او از طریق کمیته هماهنگی نظامی به ارائه چنین کانال‌هایی ادامه خواهد داد.
۲. تلاش‌های دیپلماتیک
در ماه‌های منتهی به تشدید درگیری‌ها، تلاش‌های دیپلماتیک متعددی انجام شد. گروندبرگ در ژانویه ۲۰۲۶ سفری به عربستان داشت و با نخست‌وزیر یمن، سالم بن بریک، درباره تحولات سیاسی و شرایط اقتصادی گفتگو کرد. در دسامبر ۲۰۲۵، دولت یمن و انصارالله توافقنامه‌ای در مسقط امضا کردند که هدف آن آزادی متقابل ۲,۹۰۰ زندانی و بازداشتی تحت نظارت سازمان ملل و میانجیگری عمان بود. در مه ۲۰۲۶، پس از ۱۴ هفته مذاکرات مستقیم در امان، طرف‌ها توافق کردند بیش از ۱,۶۰۰ بازداشتی مرتبط با درگیری را آزاد کنند. دولت یمن این توافق را «بزرگ‌ترین» توافق تبادل اسرا با انصارالله خواند که شامل ۱,۷۲۸ بازداشتی از هر دو طرف بود.
۳. چشم‌انداز آینده
ریاض باید بپذیرد که هرس شاخه‌های انصارالله بدون رویارویی با ریشه‌های عمیق اجتماعی و سیاسی آن بی‌فایده است. عربستان در حال حاضر با یک دوراهی دشوار روبه‌روست: ادامه جنگ پرهزینه یا پذیرش انصارالله به عنوان یک بازیگر غیرقابل حذف. تحلیلگران مؤسسه بین‌المللی بحران معتقدند که عربستان دلایلی برای ترجیح یک پاسخ تدریجی‌تر دارد: «به جای راه‌اندازی فوری یک کارزار هوایی پایدار، ریاض اجازه می‌دهد نیروهای یمنی در زمین پیشرو باشند» در حالی که از آنان حمایت می‌کند. «به این ترتیب، ریاض امیدوار است بازدارندگی را بدون از سرگیری فوری جنگ تمام‌عیار بازسازی کند. اما فضای خویشتن‌داری می‌تواند به سرعت محدود شود».

درسی برای قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای
پیروزی انصارالله بر عربستان سعودی، تنها یک پیروزی نظامی نیست؛ بلکه یک تحول بنیادین در معادلات قدرت منطقه‌ای است. گروهی که از کوهستان‌های فقیر شمال یمن برخاسته و سال‌ها با محاصره، بمباران و تحریم روبه‌رو بوده، توانسته است ارتشی مجهز به پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی، ارتشی که میلیاردها دلار هزینه داشته، را در میدان نبرد شکست دهد. این پیروزی درس‌های عمیقی برای همه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دارد:
اول، پول و تجهیزات پیشرفته، بدون انگیزه، مشروعیت و استراتژی درست، تضمین‌کننده پیروزی نیست. عربستان سعودی با بزرگ‌ترین بودجه نظامی منطقه، نتوانست یک جنبش چریکی را که برای دفاع از سرزمین خود می‌جنگید، شکست دهد.
دوم، ائتلاف‌های تحمیلی و ناهمگون مانند ائتلاف سعودی- اماراتی در برابر فشارهای میدانی فروپاشیدنی‌اند. شکاف عربستان و امارات نه تنها به نفع انصارالله تمام شد، بلکه ساختار امنیتی خلیج فارس را نیز از بنیاد متزلزل کرد.
سوم، کنترل گلوگاه‌های استراتژیک مانند تنگه باب‌المندب به یک گروه غیردولتی قدرت چانه‌زنی بی‌سابقه‌ای در سطح جهانی می‌دهد. انصارالله اکنون قادر است تجارت جهانی را مختل کند و امنیت انرژی جهان را به گروگان بگیرد.
چهارم، جنگ‌های فرسایشی و طولانی، حتی برای کشورهای ثروتمند، هزینه‌های غیرقابل تحملی ایجاد می‌کند. عربستان سعودی با کسری بودجه ۳۳.۵ میلیارد دلاری در یک فصل، کاهش پروژه‌های چشم‌انداز ۲۰۳۰ و وام‌گیری ۸ میلیارد دلاری، بهای سنگینی برای ماجراجویی نظامی خود پرداخته است.
و پنجم، همان‌طور که تاریخ ده سال گذشته نشان داد، عربستان نه با فرستادن مزدوران بیشتر، بلکه با درک واقعیت‌های یمن و پذیرش انصارالله به عنوان یک بازیگر غیرقابل حذف، می‌تواند از باتلاقی که خود در آن گرفتار شده، رهایی یابد. اما تا آن روز، «سیلی پابرهنگان بر صورت شاهزادگان» همچنان در گوش منطقه طنین‌انداز خواهد بود، صدایی که نه با بمب خاموش می‌شود و نه با پول.